تبليغاتX
....::خورشید سرد::....
....::خورشید سرد::....

خداوندا تو میدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است چه زجری می کشد آنکس که انسان است


خوش آمدی

گاه که از خود به تنگ می آیم 

گاه که شعرهای سپید من سیاه می شوند

آنگاه که بغضی سخت گلویم را پاره می کند

می خندم

اما...

باز هم می خندم

از پشت میله ها نگاهم می کنی

میله ها فریاد می زنند

آسمان سخت می بارد

آسمان سخت می نالد

خورشید نمی تابد

من می خندم

زندگی هم با من می خندد

 

وتو یکبار دیگر

عبور می کنی

از پشت میله ها

مثل همیشه

فاصله ها فریاد میزنند

اما...

جزیره ی تنهایی من

تولدت مبااارک

خوش آمدی به زندگی ام

آتنااااااااااااااا

چهارشنبه 1388/08/13 توسط atena |

باران

از حصار آرزو دم بر زدم

از حصار کودکی تا کودکی

گفته بودم سنگ های بی شمار

در پس اندیشه ها می شد شمار

گفته بودم موجی از سوی فراخ

دوستی را می برد تا اعماق

 

من سکوتی دارم از عمق وجود

من سکوتی دارم از جنس عبور

من سکوتم،ناله های بی شمار

من سکوتم،دردهای کهنه است

 

من سراپا،زخمی ام،نالانم از هر چه شعار،

من سراپا،زخمی ام،گریانم از هر چه دروغ،

من سراپا،غرقم اندر دوری افسانه ها

من سراپا،عاشقم،ای خدای من،خدااااا

قلب من روزی که فریاد زمان سر داده بود

حافظ اندر کوچه هایش عشق را سر داده بود

 

قلب من افسانه گشت در پس ویرانه ها

قلب من ویرانه گشت در پس آواره ها

 

بزن باران،بزن باران،بزن تو

بزن باران،بزن باران،بزن تو

آتنااااااااااااااااااااا

سه شنبه 1388/07/21 توسط atena |

...

یکی از همین غروب های افراطی


سلام می کنی از آن سوی میله ها!ا


با ذوق و شوق جواب می دهم!ا


چند جمله ی خوش رنگ می فرستی این سوی انتظار!ا


با کمال میل قبول می کنم!ا


دارم می خندم و می خندم و...ا


داری دور می شوی از میله ها ومن و...ا


میله ها از هم قهر می کنند بی خودی!ا


دوباره دارد کابوس آزادی می بیند
.
.
.

پرنده وجودم
!!!ا

...


جمعه 1388/07/17 توسط atena |

اگر...

باتو، همه ی رنگهای این سرزمین مرا نوازش می کند
باتو، آهوان این صحرا دوستان همبازی من اند
باتو، کوه ها حامیان وفادار خاندان من اند
باتو، زمین گاهواره ای است که مرا در آغوش خود می خواباند
و ابر،حریری است که بر گاهواره ی من کشیده اند
و طناب گاهواره ام را مادرم، که در پس این کوه ها همسایه ی ماست در دست خویش دارد

باتو، دریا با من مهربانی می کند
باتو، سپیده ی هر صبح بر گونه ام بوسه می زند
باتو، نسیم هر لحظه گیسوانم را شانه می زند
باتو، من با بهار می رویم
باتو، من در عطر یاس ها پخش می شوم
باتو، من در شیره ی هر نبات میجوشم
باتو، من در هر شکوفه می شکفم
باتو، من در هر طلوع لبخند میزنم، در هر تندر فریاد شوق می کشم، در حلقوم مرغان عاشق می خوانم و در غلغل چشمه ها می خندم، در نای جویباران زمزمه می کنم
باتو، من در روح طبیعت پنهانم
باتو، من بودن را، زندگی را، شوق را، عشق را، زیبایی را، مهربانی پاک خداوندی را می نوشم
باتو، من در خلوت این صحرا، درغربت این سرزمین، درسکوت این آسمان، در تنهایی این بی کسی، غرقه ی فریاد و خروش و جمعیتم، درختان برادران من اند و پرندگان خواهران من اند و گلها کودکان من اند و اندام هر صخره مردی از خویشان من است و نسیم قاصدان بشارت گوی من اند و بوی باران، بوی پونه، بوی خاک، شاخه ها ی شسته، باران خورده، پاک، همه خوش ترین یادهای من، شیرین ترین یادگارهای من اند.
بی تو، من رنگهای این سرزمین را بیگانه میبینم
بی تو، رنگهای این سرزمین مرا می آزارند
بی تو، آهوان این صحرا گرگان هار من اند
بی تو، کوه ها دیوان سیاه و زشت خفته اند
بی تو، زمین قبرستان پلید و غبار آلودی است که مرا در خو به کینه می فشرد
ابر، کفن سپیدی است که بر گور خاکی من گسترده اند
و طناب گهواره ام را از دست مادرم ربوده اند و بر گردنم افکنده اند

بی تو، دریا گرگی است که آهوی معصوم مرا می بلعد
بی تو، پرندگان این سرزمین، سایه های وحشت اند و ابابیل بلایند
بی تو، سپیده ی هر صبح لبخند نفرت بار دهان جنازه ای است
بی تو، نسیم هر لحظه رنج های خفته را در سرم بیدار میکند
بی تو، من با بهار می میرم
بی تو، من در عطر یاس ها می گریم
بی تو، من در شیره ی هر نبات رنج هنوز بودن را و جراحت روزهایی را که همچنان زنده خواهم ماند لمس می کنم.
بی تو، من با هر برگ پائیزی می افتم
بی تو، من در چنگ طبیعت تنها می خشکم
بی تو، من زندگی را، شوق را، بودن را، عشق را، زیبایی را، مهربانی پاک خداوندی را از یاد می برم
بی تو، من در خلوت این صحرا، درغربت این سرزمین، درسکوت این آسمان، درتنهایی این بی کسی، نگهبان سکوتم، حاجب درگه نومیدی، راهب معبد خاموشی، سالک راه فراموشی ها، باغ پژمرده ی پامال زمستانم.
درختان هر کدام خاطره ی رنجی، شبح هر صخره، ابلیسی، دیوی، غولی، گنگ وپ رکینه فروخفته، کمین کرده مرا بر سر راه، باران زمزمه ی گریه در دل من، بوی پونه، پیک و پیغامی نه برای دل من، بوی خاک، تکرار دعوتی برای خفتن من ، شاخه های غبار گرفته، باد خزانی خورده، پوک ، همه تلخ ترین یادهای من، تلخ ترین یادگارهای من اند

چهارشنبه 1388/07/01 توسط atena |

لبخند رویائی

اگر تا کنون شک در درون دلم رخنه کرده بود

حال ،مطمئنم که آینه او را به من نشان داد.

چقدر ساده بود سخن گفتن از زیبایی...!

اما زیبایی در پس غبار آینه پنهان بود و

من در تقلای پاک کردن آن بودم...

 

پنجره باز است و ماه از درون پنجره به من می نگرد

او را نگاه می کنم،ماه را می گویم...

چه زیبا با من سخن می گوید...

 

اشک هایم را با ماه قسمت می کنم تا شاید

آینه به من لبخند بزند،

نمی دانستم فاصله ها رازها را برملا می کنند

و چه سخت از پل رازها می توان گذشت

چه سخت ما،من می شود...

باد در درون گوشم نجوا می کند و من...

وقتی چشم از ماه بر می دارم که لبخندی رویائی بر لبانم نقش بسته،
آری،آینه هم با من می خندد...

آتناااااااااااااااا

 

یکشنبه 1388/06/15 توسط atena |

گل من

و من

    اینجا

       در آستانه ی سرمای وانفسا

               باز هم تنها

                       باز هم رنجور

                                    می گریم

                                            می گریم

                                                    می گریم...

خون می چکد از قلب من

آرام   آرام

شب پر زده از چشم من

آرام آرام

دردیست این آشفته حالی

دردیست

شکوه ها دارم/ ولی نیست سهمی

می خواهم از عمق وجود فریاد بردارم

که ای مردم

که ای عالم

که ای همتای بی همتا

چرا با من؟

چرا با من چنین کردی و من

آهسته و رنجور

به سوی آخرین مقصود

دلم آشفته و خسته

دلم خونین ‌خونین است

شبم غمگین غمگین است

 خدای آسمان ها

 خدای هر چه زیباییست

گلی در گوشه ای غمگین

به زیر ابر ها رفته

تنش غمگین و غمگین است

خدایا

خواهشی دارم

تمنای دل سردم

گل من را دریاب

صدایش را دریاب

نگاهش را دریاب

آتنااااااااااااااااااا

سه شنبه 1388/05/13 توسط atena |

باز هم در حسرتِ گرمی مهتابم

روزی از همت آن موج بلند

روز شماری کردم و آه بلند               

در ورای چرخه ی دین وزمان

ره سپاری کردم وآه بلند

گفتم اندر پند آن آشفته حال

کز چرا قایق سواری کردم و

کس نگفت موجی بلند می آیدش

موج سواری کردم وموجی بلند

من هم اکنون آمدم تا بشکنم دیوار موج

سر کنم در درون طولی از افسانه ها

آمدم تا باز گویم راز غنچه،راز دل

باز هم در حسرت شکفتن نیلوفرم

گوییا من نیامدم، موج هاست که آمده

روحی از روحِ خدا،در درونم آمده

لایقِ عطر نفس های اقاقی نیستم

می دانم

گوییا ساقی،شرابی از تجلی آمده

می دانم،

عطر تو،عطر خدا،عطرِ تمام هستی

مستم و در مستی ام بی تاب و بی تابم

ولی

باز هم ،در حسرتِ شعله ی آفتابم

باز هم در حسرتِ گرمی مهتابم

آتنااااااااااااااااااااااااااااااااااا

دوشنبه 1388/03/11 توسط atena |

کوچه از عمق نگاهش

من از این سرای غربت
به چه دل خوشم!
تو دانی؟
*
من از این غروب صحبت
واز این شکوه نعمت
سرخوش از هر دو عالم
رهسپارم
رهسپارم
...
من طلوع عاشقانه
آسمان بی بهانه
آشتی قاصدکـِ شاد
نرمی سلام تازه
از تمام عمق روحم
خواستارم
خواستارم
*
در حیاط وحشی دل
در سرای هستی تو
در ورای آسمان ها
*
خواهشی دارم،تمنا،
خواهشی دارم،تمنا
*
کوچه از عمق نگاهش
چشم در راه تو دارد
چشم در راه تو دارد
*
آتنااااا

دوشنبه 1388/03/11 توسط atena |

پر پرواز

من دلم اوج دگر می خواهد
و دو بال از احساس
*
به فلک خواهم رفت
به اقاقی،به گل پر احساس
*
من دلم اوج دگرمی خواهد
به هر آنجا که روم
آسمان ناز کند
و شقایق هله آغاز کند
*
آسمان مال من است
هر کجا خواهم رفت
به هر آنجا که
تفاوت شده است: شاه زمان
ملکوت، ،و نوای نی خوش آهنگش...!ا
*
یک صدای آشنا
یک صدای دور، اما نزدیک...!ا
خبری از گل سرخ
پشت ابرهای دلش پنهان است...!ا
*
من دلم آن گل سرخ
با هر آنچه که می نامندش :تیغ!ا
می خواهم
پرپرواز من از احساس است
من دلم پرواز است
*
خیلی از من دوری
می دانم
قدمت نزدیک است
قدمت نزدیک است
...
آتنااااااااااااااااااااااااااا

پنجشنبه 1387/12/08 توسط atena |

بیزاری

دیگر از اشک خودم بیزارم
ناتوان در پس این اوارم
*******
سالهاست در پی اندوه غمی
چشم در راه بهاری دارم
*******
لاجرم می خورم افسوس شبی
تن به اوار زمین بسپارم
*******
اتنااااااااااااااااااااااااااااااااااا

پنجشنبه 1387/11/17 توسط atena |



سلام.دانشجویی بیش نیستم
تکه نانی دارم خرده هوشی سر سوزن ذوقی!
گاه گاهی نقاشی می کشم
و عاشق موسیقی...
گاهی هم شعر می گم
حرف های دل من است .حتما نظر بزارید و حرارتی ببخشید تا با گرمای اون زنده باشم
تا اخر با من باش ای همسفر...!!!

anita_night2005@yahoo.com

*محبوبه شب*
*جک جک*
*4 موزیک*
*بیام 2*
چشمهایی برای دیدن
*سیناX*
*..:(red boy(love*
*اواز باران*
*مسافر تنها*
*دوری و دوستی*
*طلوع عشق*
*پرواز را به خاطر بسپار*
*داریوش*
*اشک سرد*
خاک بر سران(حامد و مزگان)
دری به سوی نگاه
روی در روی سیاهی
شب های تک ستاره(مهران)
تا شقایق هست زندگی باید کرد
درد نهفته(ارزو)
*کلبه ی دریا(غروب)*
*البالویی(s@rina)*
غم دیدار تو دارم(کاتالینا....)
جادوی عشق(مازیار)
*خانه ی رویا(علی)*
*ستاره شباهنگ*
*تا بی نهایت(دختر ابادانی)*
*روزگار پاییزی(دیوانه)*
*ناشکیبا(محمد)*
خوندن زیر باران(محمد صادق)
نی لبک(ایلیا )
*mahshar892(محشر)*
*اسوده خیال(رویا)*
نیاز شدیدی به معجزه دارم(کیاوش)
*خودمونی(اشکان)
*dafokozeh(daryush*
*alieskandarpor
daftareshghe)mehdi)
buseye 2rughin)masood)
بازی نما
azad tehran shoml
behtarin danlowd(mostafa
*برایم ابی بنویس(بیدل)*
زخمی تر از همیشه(محمد)
*حدیث دل(سامی)*
*نور بخش جان(علی)*
*ابرنگ بیرنگ*
از همه رنگ..از همه جا(پدرام)
*پیلا پیلا (پویا)*
***قلیون(سهیل)*
**سلام بر عشق(علیرضا)**
*نیلوفر مرداب(نازلی)*
* گروهی تخصصی هوانوردی (داود و امیر)*
*******خورجین*******
***کمی شبیه فردا(امیر)***
***فقط فیلتر شکن(محمد)***
***sony ericson)arash)***
سایت عکس های دختران ایرانی(سهیل)
**ماه آذری(نیما)**
یک سبد ارزوی کال(میترا)
*ava*
***بیا تا بارون باشیم (میلاد)***
***رویاهای زیبا و دل انگیز(کسری)***
*najibrayaneh(مهندس نجیب محمدی)*
**نسیم بهشت(مریم)**l
*بهانه ی بودن(لیلااا)*
*ستاره ای خاموش(محمد)*
*ماه گرم(انی جووووون)*
*HATE ME(سحر جون)*
*فرشته های نجات *
اخرین پرواز
asheghanehaye s-m17
فروشگاه اینترنتی مانی سی دی
آخرین سرباز
مردان اسمانی
دل من یه دریاست پر از موج و تلاطم(مجید)
دلتنگیهای کسی شبیه خودم
کوچه گرد شهر ویرانی...
دوران محکومیت من...!!!(هانیل)
... تا رهایی(سحر)
***سکوت(حمیدرضا)***
*دل نوشه های "محمدنسیمی"*
عاشقانه:عارفانه(تهی)
****آزاد****
*دلقک ها نمی میرند(دلقک)*
.:(اخبار ، اس ام اس ، تازه ترین ها):.
****علم و دامپروری****
قالب وبلاگ

Designed By ParsTheme